تبليغاتX
هيچکس ويرانيم را حس نکرد-**- وسعت تنهاييم را حس نکرد-**- در ميان خنده هاي تلخ من گريه ي پنهاني ام را حس نکرد-**- آنکه با آغاز من مانوس بود لحظه ي پايانيم را حس نکرد ...--***--...--***--...--***--...--***--...-***--...نظر يادت نره....--***--...--***--...--***--...--***--...--***--...--**--...--***--... ساحــــل امروز خموش اســــت...--***--... ماســــــه ها شسته و نمنــــاک...--***--... موج کف بر لب و ديوانه و مست...--***--... سوي من مي آيد و بر مي گردد...--***--...، مرغ دل گرچه اسير قفس است...--***--...، همره موج ندانم که چرا ميخوانـد...--***--...--***--...--***--...--***--...-***--... مادر!امروز دلم شعر ترا ميخوانـد...--***--...--***--...--***--...--***--...-***--...نظر که يادت نرففته ؟ قلب های ایرانی






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

Ehsan-Bikas.tk

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



www.shamayel1.blogfa.com

Shamayel1.blogfa.com

نويسنده: شمایل مورخ: جمعه شانزدهم اسفند 1387 در ساعت: 14:35
|+|



خوش آمد گوئي...

شمايل و احسان

شمايل و احسان

 

شمايل و احسان


نويسنده: شمایل مورخ: جمعه پانزدهم شهریور 1387 در ساعت: 15:35
|+|



معانی...

متين ترين كلام :       عشق

جذاب ترين كلام      آشنايي

پاك ترين كلام :         وجدان

تلخ ترين كلام :         جدايي

زشت ترين كلام :      خيانت

سخت ترين كلام :     تنهايي

و بدترين كلام :         بي وفايي

شمايل و احسان

 

شمايل و احسانشمايل و احسان شمايل و احسان


نويسنده: شمایل مورخ: پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 در ساعت: 1:0
|+|



دستان تنها...

      

 

شمايل و احسانشمايل و احسانشمايل و احسان


نويسنده: شمایل مورخ: پنجشنبه هفتم شهریور 1387 در ساعت: 2:40
|+|



باران...

سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني...

شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني...

آه، باران من سراپاي وجودم آتش است...

پس بزن باران، بزن شايد تو خاموشم كني...

شمايل و احسان

 

شمايلاحسان


نويسنده: شمایل مورخ: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 در ساعت: 2:30
|+|



تنها در پائيز...

شمايل و احسان

شمايلاحسان


نويسنده: شمایل مورخ: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 در ساعت: 2:25
|+|



فكر كرديم...

فكر كرديم عاشقي هم بچه گيست...

اما حيف اين تازه اول يك زندگيست...

زندگي چيزي است شبيه يك حباب...

عشق، آباديه زيبائي در سراب...

فاصله با آرزوهاي ما چه كرد...

كاش مي شد در عاشقي هم توبه كرد...

شمايل و احسان

شمايلاحسان


نويسنده: شمایل مورخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 در ساعت: 0:53
|+|



لحظه...

لحظه رفتني است و خاطره ماندني...

تمام ادبيات عشق را به نگاهي مي فروختم اگر، لحظه ماندني مي شد و خاطره رفتني...

 

شمايل و احسان

 

شمایلاحسان


نويسنده: شمایل مورخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 در ساعت: 0:44
|+|



از روی دل تنگی

 

www.shamayel1.blogfa.com & www.ehsan-bikas.blogfa.com

به او بگوئيد...

به او بگوئيد تقويم خودش را ورق بزند تا به ياد ظلمي كه كرده است بيافتد، شايد قطره اشك ندامتي بريزد روي قبر بي نام و نشان كه همه عاشقان، بي نام و نشانند.

شبنم چشمان تو مي بارد روي ژاله قلب من، كاش مي دانستم پشت شيشه باران چه ترانه گم شده اي مدفون است كه مهري خاموش تن خاك را نوازش مي كند. با تو هستم، با تو اي كه فرسنگ ها از من فاصله داري، پنجره بسته شده نگاهت را باز كن، باز كن آن پنجره اي كه رو به بيكران است تا من با نگاه تو تقدس يابم، من كه در سراب زندگي هميشه هاي نگاهم سمت توست. با تو هستم اي مسافر جاده هاي مه گرفته اندوه، درنگ كن و به كوچه هاي خاطرات سري بزن و ياد كن آن هنگام را كه به حريم عاشقانه پابرهنه پا نهادي و آهوي دشتم در دام دل تو اسير گشت و تو كوزه بلورين محبت را تقديم من كردي اما يادت نبود كه نور با سايه عاشق، بازي مي كرد و تو بايد صبورانه مهره هاي شطرنج زندگي را جابجا مي كردي تا به بازي تقدير نبازي و اينك چه بي رحمانه حرمت عشق و اشك هاي مرا شكستي و از من و دنياي من جدا شدي...شمايل و احسانشمایلاحسان


نويسنده: شمایل مورخ: شنبه دوازدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:20
|+|



پر شورتر از اشتیاق...

مرا بر پيكره كدامين شعر مي نشاني؟

گه اينگونه نفسهايم

با قافيه حضورت هماهنگ مي شود؟

اي نازنين:

باورگونه احساسم كن،

كه پر شورتر از اشتياق

سرود عشق را فرياد مي زنم،
آنگاه كه صدايم مي كني...

شمایلاحسانwww.shamayel1.blogfa.com & www.ehsan-bikas.blogfa.com


نويسنده: شمایل مورخ: شنبه دوازدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:9
|+|



اینم یه تصویر زیبا

شمایلاحسان

 

شمايل و احسان


نويسنده: شمایل مورخ: شنبه دوازدهم مرداد 1387 در ساعت: 13:3
|+|



خانه ابری

انتهاي همه جاده ها

به چشمان من مي رسند

كه مسافت انتظار را بي پروا پيموده ام...

«زمين»چقدر مهربان است

وقتي كه بر آن قدم مي گذاري

و «آسمان» آبي ترين نقطه دنياست

وقتي كه به آن نگاه مي كني

اي مسافر شب هاي تنهائي

اگر دلت هواي خانه ابري ام كرد

نشاني آن را از ستاره ها بپرس...

كه همه شب را تا سحر بيدارم...

شمایلاحسان

 

www.shamayel1.blogfa.com


نويسنده: شمایل مورخ: شنبه دوازدهم مرداد 1387 در ساعت: 12:58
|+|



چقدر سخته...

چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي‌‍ رو قلبت هديه داد ، زل بزني و به جاي اينكه لبريز از كينه و نفرت شي حس كني كه هنوزم دوسش داري...

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده...

چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي...

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هات رو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري...

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت آروم زير لب بگي:«گل من باغچه نو مبارك...»

شمایل و احسان


نويسنده: شمایل مورخ: جمعه یازدهم مرداد 1387 در ساعت: 1:41
|+|



راز

من پر از تشویشم

 

که مبادا رازم

 

از پس پرده برون افتد...

 

و بدانند همه

 

دیر سالی است تو را میجویم

 

و مبادا آن روز

 

بوی دلتنگی ام از سینه تنهائی

 

از فراسوی افق

 

تا دم پنجره خانه تو بال زند

 

آه... ای راز کهن

 

من پر از تشویشم...



نويسنده: شمایل مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 21:27
|+|



دختر و پسر

دختره از پسره پرسید: من خوشگلم؟

پسره گفت: اصلا"

دختره پرسید منو دوست داری؟

پسره گفت: نه

دختره پرسید: وقتی من مردم واسم گریه میکنی؟

پسره گفت: نه به هیچ وجه

دختره چشاش پر از اشک شد بعد پسره اومد بغلش کرد و گفت:

تو خوشگل نیستی تو زیبائی

تو رو دوست ندارم بلکه عاشقتم

وقتی مردی واست گریه نمیکنم "چون منم باهات میمیرم"...



نويسنده: شمایل مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 21:17
|+|



افسوس

افسوس آن زمان که باید دوست داشته باشیم

 کوتاهی می کنیم ، آنگاه که دوستمان دارند

لجبازی می کنیم ، اما بعد برای آنچه از دست رفته

 "آه" می کشیم...

 




نويسنده: شمایل مورخ: چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 در ساعت: 21:32
|+|



گذر از پل زندگی

آنکه در تنهاترین تنهائیم تنهای تنهایم گذاشت
کاش در تنهاترین تنهائیش تنها کسش تنهای تنهایش گذارد...




نويسنده: شمایل مورخ: سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 در ساعت: 0:49
|+|

کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد
www.Ehsan-Bikas.Blogfa.com & www.Ehsan-Bikas.blogfa.com & www.Ehsan-Bikas.tk